وقتی بلاتکلیفی و غمگین
می ترسی از دنیای اطرافت
از شوفرای خط آزادی
از مردن بابای علافت
از پیک های تلخ و بی مزه
از دوست های مست و حرافت
بدشانسی و بدبختی و انگار
از بچگی بستن پی نافت
از زندگی چیزی نفهمیدی
رودست خوردی از دل صافت
هر شب فقط کابوس می بینی
لعنت به این کابوس شفافت
کابوس ها روزات و شب کردن
کابوس ها ر ی د ن تو اهدافت
من آخرش از ترس می میرم
اوستا کریم آی توی انصافت
برچسب:
نویسنده: هستی حسینی