خرید بک لینک

وقتی بحث میکنم توقع دارم طرفم متقاعد بشه چون یا بحث نمیکنم یا محکم بحث میکنم با اطلاع بدون زر زیادی.مشکل اصلی بحث کردن نیست مشکل اصلی توقع.توقع داریم.روی فهم ادما حساب میکنیم.و خوب اصل هدف فقط فروپاشیه.میای اینجا و دلت میخواد از ادمای دیگه خبر بگیری خبری نیست کسی نیست سوت و کوره همه رفتن وبلاگاشون و بستن صفحه هاشون قفل داره گاهی دلت میخواد فقط بدونی سرخوشن یا نه دلت میخواد فقط بدونی همین .نه بحثی نه توقعی.اما نیستن انگار هیچ وقت نبودن . بعد باز میبینی سندروم توقعت اود کرده میری با کسی بحث میکنی اما قانع نمیشه بعد دوبار ه میای دوباره میری دوباره میای و دوباره و دوباره ودوباره.

هممون ادمیم یعنی قرار بوده که اینطوری باشه ادم ها یه نقطه ضعف اساسی دارن و اون دلتنگیه .برای هر کسی بی خودی و با خودی دلتنگ میشن برای زنده ها به اندازه مرده ها دلتنگ میشن برای اوانایی که دوسشون دارن به اندازه ی اونا که دوسشون داشتن دلتنگ میشن برای اونا که بودن به اندازه اونا که نیستن .اصلا دلتنگی واحد اندازه گیری نداره یا هست یا نیست و ما ادما عموما دلتنگیم همیشه چیزی یا کسی هست که دلتنگش باشیم .معمولا حال ناخوشمون رو دوست داریم و وقتی دلتنگ میشیم ناخوش تر میشیم و باز خود لعنتیمون و بیشتر دوست میداریم .

زندگی در گذشته اینطور بود که مردم سعی میکردن دایره افرادی که بهشون نزدیکن بیشتر باشه تا وقتی گرفتار شدن بتونن رو ادمای بیشتری حساب کنن و زندگی تو دنیا امروز اینطوریه که تو قطعا رو هیچ کس نمیتونی دائم و کامل حساب کنی ادم ها اندازه دارن تو دایره ادم هایی که میتونن کمکت کنن رو هر روز تنگ تر میکنی و وقتی تنها شدی از اینکه کسی و صدا بزنی میترسی چون هر کس بیاد اول میخواد کا خودش و راه بندازه اول باید به مشکل اون رسیدگی کنی پس با مشکل خودت میسازی و هی دلتنگ تر میشی از ایکنه حالا از دایره ادم های اطرافت فقط یه نقطه مونده و مثل لک رو لباس هم هست و هم نیست .

از وقتی که یادم میاد دوست داشتم بنویسم تمام دغدغه زندگیم بعد از دغدغه نوشتن بوده ولی تنها کاری که نمیکنم همینه گاهی اونقدر کلمه توی ذهنم رژه میره که فقط میتونم فیلم ببینم و قبل از خواب خیال بافی کنم که میشه فلان داستان رو نوشت و صبح که میشه یه لبخند تلخ میندازم گوشه لب های کبودم و میگم نه سوژه خوبی نیست بعدا یه بهترش و مینویسم .این امید به نوشتن در بعد ها فقط داره سپری شدن عمر رو برام راحت تر میکنه و قطعا وقتی بمیرم داستان های زیادی هنوز هستن که ننوشتمشون و در خیالاتم بار ها نوشتم و چاپشون کردم .احمقانه ترین روش زندگی برای کسی که نوشتن رو دوست داره همین جوریه شک ندارم.

برچسب: بیخیال,بیخیال دنیا,بیخیال فردا,بیخیال به انگلیسی,بیخیالی,بیخیال دنیا شادی امینی,بیخیال ترس مثل شیر پشتتم,بیخیال همه چی,بیخیال مهدی احمدوند,بی خیال سیاوش قمیشی, نویسنده: هستی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 17:12

صفحه بندی