تکه های از توییت هام - تاریخ: 1397/8/2 ساعت: 5:28
هیچ فضایی ترسناک تر از تخیل ادم وجود نداره. جایی که ما با رویاهامون تنها میشیم و کلاف ها رو باهم گره میزنیم. از این هزار توی مدام هرگز بیرون نمیایم تا بمیریم و تمام گره ها باز بشن و روحمون ازاد بشه. خوبی مرگ شاید فقط همین باشه که ازاد میشیم از قید و بند ها.
زمستان - تاریخ: 1396/12/21 ساعت: 6:46
کم کم فقط باید بیام اینجا رو یه اب و جارو بکنم و برم توی خونه جدیده .میدونی وقتی اعتماد از ادم صلب میشه واقعا ساختن دوباره رابطه سخت میشه.وقتی بلوگ فا یک دفعه منهدم شد.تمام حسو حال من و برای نوشتن از بین برد و ترس اینکه باز این اتفاق بی افته من و از این خونه سرد وساکت دور کرد.به قول یه نفر واقعا هنو...
آلت قتل - تاریخ: 1396/12/21 ساعت: 6:46
[unable to retrieve full-text content]سلاح سرد چشاش سلاح گرمxa0 صداش
فیلم بازی - تاریخ: 1396/12/21 ساعت: 6:46
[unable to retrieve full-text content]یه مدته توی اون یکی خونه دارم فیلم بازی میکنم ...حال میده...
فردوسی پور از جوانی و جسوری تا میانسالی و محاط بودن - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 1:56
بدون شک یکی از چالشی ترین برنامه های پس از انقلاب برنامه نود به تهیه کننده گی و مجری گری عادل فردوسی پور بوده برنامه ای که به دور از حاشیه هر هفته برای غفلگیر کردن مخاطبانش ترفندی جدید رو میکرد.اما چه شده که ناگهان مخاطبان قدیمی این برنامه رفته رفته
هوا هوای تازه - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 22:20
تا مدت ها فکر میکردم اینکه میگن هوای حصله ابریست یعنی چه... بعد ها که برعکس خیلی ها میانه خوبی با هوای ابری و بارانی پیدا نکردم فهمیدم ... هیچی دیگه ،همین هوای حوصله ابریست ناجوان مردانه و مبتذل
گیمیش... - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 14:28
گیمیش... کلا با موضوعی نوشتن مشکل دارم و بیشتر اذیت میشم وقتی اصلا علاقه به نوشتنش ندارم نتیجه میشه داستانی که الان میزارم ...به قولی نوشتم که نوشته باشم.در باب علمی تخیلی نویسی ... "گیمیش" دستگاه عمرنگار دکتر"شعشع"عدد های نگران کننده ای را نشان میداد .دکتر روی "صندلی فرابرد"ش نشسته بود و تابلوی متص
شکایت نویسی - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 14:28
زندگی کردن مثل کار گیر اوردن میمونه. برای کار گیر اوردن باید تجربه داشته باشی و تجربه رو با کار کردن بدست میاری برای زندگی کردن هم تجربه لازمه و تجربه با زندگی کردن بدست میاد .دور تسلسلی که عمر حسابش میکنیم و به عدم میرسیم این بیهودگی و بی هدفی هم خالقی دارد ایا?xa0
بی وقفه حس بد - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 14:28
[unable to retrieve full-text content]انتهای سال 95xa0 سال به سال دریغ از پارسال
خوب ،بد ،متوسط - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 14:28
حدود ساعت ده از خواب بیدار میشوم البته این خودش نوعی اصطلاح است و همه میدانیم که وقتی میگوییم ده بیدار شدم یعنی از حدود ساعت 7 تا 8 در خلسه ی خواب و بیداری هستیم و از هشت به بعد فکر کارهایی که باید امروز یا فردا یا از اول هفته ی بعد انجام دهیم، فقط حس گناه دراز کشیدن را در ادم بوجود می اورد.با چشم ه
اخرش که چه؟ - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 14:28
این روزا مدام به کیفیت زندگیم فکر میکنم به اینکه در ادامه مسیر زندگیم ایا انجام دادن همه کلیشه ها لزوما به خوشبختی منجر میشه یا صرفا یه مسیر روتین برای طی شدن زندگیه .مثلا فرزند داشتن بعد از زندگی مشترک واقعا لازمه یا فقط برای بقا نسله یا امید به زندگی یا تعابیری از این دست.به این فکر میکنم که قرار
طنز - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 14:28
من معمولا از طنز به خزعبل میرم . یعنی اینطوریه که همه به من میگم برو تو خندوانه شرکت کن چون جواب های به موقع صریح و عموما خنده داری میگم ولی این طنز در گفتگو شکل میگیره حتی اینکه یک نفر خاطره خوب تعریف میکنه هم شامل طناز بودن نیست اصولا من فکر میکنم ادم طناز گاهی با لبخندش طنزی رو ایجاد میکنه که نمی
روایت یک تیر چراغ برق - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 18:10
وقتی برق رفت توی پذیرایی شام میخوردیم هنوز کمی نور از بیرون سو سو میکرد قاشقش را توی بشقابش رها کرد و با دهان نیمه پر گفت:نریختی? سرم را پایین انداختم و ارام گفتم نه فردا میریزم. بلند شد و رفت مانتویش را پوشید و طوری که من بشنوم گفت فردا فردا فردا بعد توی درگاهی در پذیرایی ایستاد خشم را توی نگاهش حس...
سوژه طراحی شخصیت رمان - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 10:36
xa0 #رمان "روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور" #شخصیت یونس فردوس قد متوسط کمی قوز کرده،شانه های استخوانی صورت بیضی شکل موهای جو گندمی کوتاه که از کناره های شقیقه خالی شده اند و به هیچ طرفی شانه نشده ته ریش چند روزه که دانه های سفید تک وتوک تویشان معلوم است ابروهای باریک و مشکی پوست سبزه بینی استخ...
"نخریدند تمام شد." - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 17:00
xa0 xa0 تمام این سال ها فکر وذکرش نوشتن بود حتی وقتی خسته ودرمانده از کار برمیگشت و نایی برای باز نگه داشتن چشمایش نداشت فکرش پربوداز داستان .توی سرش مدام شخصیت خلق میکرد جیب هایش پر بود از تکه کاغذ هایی که رویشان طرح یک داستان بلند یا رمان یا فیلم نامه ای نوشته شده بود .همیشه تا یک داستان را شروع م...
کجا ایستادم - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:13
خیلی وقت ها به این فکر میکنم اگر بعضی ادم های زندگیمون فقط کمی مسولیت پذیر بودن قطعا ما جای بهتری قرار داشتیم در خواست زیادی نبود فقط کمیxa0
بعضی ها - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:13
بعضی ها از جمله خودم زندگی جالبی دارند . مثلا دوستی دارم که مدام مینالد از بیکاری و این اواخر ماشین چند ده میلیونی صفر زیر پاش بود یا دوستی دارم که مدام چس ناله تنها بودن سر میدهد و هر موقع سراغش را میگیرم با یک نفر یک جایی مشغول عشق و حال است یا خود من که کلا وقتی سرم شلوغ است دلم میخواهد کمی فراغت...
حال خوب - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:13
من وقتی حالم خوب است که با کسی که دوست دارم باشم ، هستم.من وقتی حالم خوب است که انها که دوستشان دارم در کنارم هستند من وقتی حالم خوب است که پول کافی داشته باشم من وقتی حالم خوب است که احساس کنم حالم خوب است ... اما چه وقت هایی حالم خوب نیست؟همه ی گزینه های بالا بصورت معکوس به علاوه ی چیز های دیگه کل...
کندن - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:12
دلم میخواد با تمام وجود دلم میخواهد که این کشور را ترک کنم.اگر جرم است اگر گناه است اکر هرچیزی هست من دلم میخواهد که دیگر در این مرز پر گوهر نباشم دلم یک جای دنج ان سوی این مرز های میخواهد دلم میخواهد برای اجنبی جان بکنم، اما این مردم نازنین را در کنارم نداشته باشم. این مردم نازنین احمق
بی خیال - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:12
وقتی بحث میکنم توقع دارم طرفم متقاعد بشه چون یا بحث نمیکنم یا محکم بحث میکنم با اطلاع بدون زر زیادی.مشکل اصلی بحث کردن نیست مشکل اصلی توقع.توقع داریم.روی فهم ادما حساب میکنیم.و خوب اصل هدف فقط فروپاشیه.میای اینجا و دلت میخواد از ادمای دیگه خبر بگیری خبری نیست کسی نیست سوت و کوره همه رفتن وبلاگاشون و...